X
تبلیغات
روزهای زندگی توغربت






















روزهای زندگی توغربت

اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست......

سللام دوسی ها ببخشید که انقد دیر اومدم انقد سرگرم بچه شدم که دیگه وقته اومدن به اینحا رو ندارم من و امیر علی خوبیم شکره خدا زایمان خوبی داشتم سختی هایی هم داشت دلم میخاد بیام وخاطره زایمات رو بنویسم اگه جوجم احازه بدن:)

 میام ولی نمیگم کی که بدقول نشم فعلاا بای

نوشته شده در سه شنبه 2 مهر1392ساعت 23:42 توسط تبسم|

سلام دوس حونا 

 منو ببخشید که اراده کردم بنویسم و باز نشد سیستمم خراب شد ونشد که ادامه بدم  مغذرررتتت راستش الان من باردارم و اخراش هس :)  میخاسم از اوله ماجرا بنویسم که خیلی هم شیرین بود وهم تلخ که نشد ..........

دارم میرم خونه بابا چون اینحا گرما خیلی بهم فشار میاره وخسته شدم از تو خونه نشستن 

میرم خونه پدر برا زایمان انشالله ..........

برام دعا کنید خیلی مجتاج دعاتون هسممم انشالله 20روز بعده زایمان برمیگردیممم وقوللللللل میدم بنویسم وعسکه نی نی گولومو براتون بزارم ...خوب دوس حونا حلالم کنید و سره سفره افطار منو هم دعا کنیددد بوس برای دوستای مهربونم خداحافظظ...........

نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1392ساعت 1:11 توسط تبسم|

سلام .......... 

از این قسمت به بعد خیلی برام زجراوره که بخام بنویسم یاداوریش حالمو بد میکنه ولی چاره ای نیست مینویسم  .....

دوسی های مهربونم من بیشتر به خاطره بعضی مسائل که اقایون نباید بخونن رمزی کردم هر رفیق وبلاگی رمز خواست ندا بده  تا بهش بدمم 

بریم ادامه:(


:ادامه مطلب:
نوشته شده در جمعه 10 خرداد1392ساعت 17:35 توسط تبسم|

سلام سلام ببخشید دیر شد نمیدونم چرا حاضرم کوه بکنم ولی نیام اپ کنم خسته ترین کار دنیاست به نظرم خوشبحاله اونایی که هر روز اپدیتن واقعا احسنت :) 

بریم ادامه ماجرا .......


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه 5 خرداد1392ساعت 23:53 توسط تبسم|

سلام ......  

بفرمایید  ادامه مطلب .....

مینویسم از روزهای خوش وناخوشم 




:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت1392ساعت 14:15 توسط تبسم|

سلام به مهربونا.......

 به همه عزیزایی که اومدن و نگرانه حالم بودن شرمنده شدم .....

و هر کاری میکردم دستم به نوشتن نمیرفت چون چن نفر اشنا ادرس وبم رو دارن و یه جور موذب هستم که بخام

 اتفاقایی که این چن وقته افتاده بنویسم دوس دارم وقتی مینویسم تمام اتفاقا رو بنویسم وچیزی جا نندازم چون

 میدونم اینا روزی برام خاطره میشه مینویسم از اولش قول میدم از فردا شروع کنم به نوشتن ورمزی مینویسم برا

 دوستایه عزیزی که میان وزحمت میکشن وکامنت میذارن و میخان از حالم براشون بگم رمزی مینویسم که راحت باشم چون بعده 2سال دوستامو شناختم .........الهی به امید خودت به زودی میام 

نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت1392ساعت 0:39 توسط تبسم|

الالا عزیز کبک مستم!

میون کبک ها دل بر تو بستم.

تموم کبک ها رفتن به بازی،

من بیچاره پابست تو هستم.

لالالالا، گل آبشن

کاکا رفته چشوم روشن

لالالالا، گل خشخاش

کاکا رفته خدا همراش

لالالالا، گل زیره

بچه ام آروم نمی گیره

گل سرخ منی شاله بمونی

ز عشقت می کنم من باغبونی

تو که تا غنچه ایی بوئی نداری

همین که وا شدی با دیگرونی

لالایت می گم و خوابت نمی آد

بزرگت می کنم یادت نمی آد

عزیز کوچکم رفته به بازی

به پای نازکش بنشینه خاری

به منقاش طلا خارش درآرید

بدستمال حریر رویش ببندید

لالالالا گل پسته

بابات رفته کمر بسته

لالالالا گل خشخاش

بابات رفته خدا همراش

لالالالا گل نعنا 

بابات رفته شدم تنها

نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت1392ساعت 2:46 توسط تبسم|

سلام خوشگلا 


واییییییییییی چقد ننوشتمممممم اصلاد یادم رفته بود وبلاگ دارمم خوبیدد منم خوبم مرسی از دوستایه خوبم که اومدن و نگرانم بودن مرسیییییی خوبممممم یعنی عالیییییییی فقط وقتی میام تو وبلاگ نمیدونم چرا حالم گرفته میشه خو ب قول میدمم از این به بعدد اپ کنم مسنجریاااا من مسنجرم قاط زده  فعلا

نوشته شده در سه شنبه 24 بهمن1391ساعت 22:57 توسط تبسم|

خواستم بیام خاطره شیرین هدیه قشنگ خدا رو بنویسم  حالا باید بیام تلخترین اتفاق زندگیم رو بنویسم 

 و این خوشحالی زیاد طول نکشید واونو خدا ازم گرفت اون که شده بود همه زندگیم و زندگیمو رنگ وبوی تازه

 ای داده بود دارم بدترین روزا رو سپری میکنم خدایا این چه امتحانی بود من تحملشو ندارم تو این غربت ........

چرا دادی  تو که میخاستی بگیریش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

خیلی داغونم امید به زندگی ندارم دیگه هیچ چیز شادم نمیکنه دوستای مهربونم برام دعا کنید

نوشته شده در پنجشنبه 18 آبان1391ساعت 23:19 توسط تبسم|

سلام مامانی بالاخره ازپیش خدا اومدی تو دلم خدایا ممنونتم 


عکس های زیبا از کودکان (7)



در اولین فرصت میام حس قشنگ مادر شدن رو براتون مینویسم  

نوشته شده در سه شنبه 2 آبان1391ساعت 15:19 توسط تبسم|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت